کانسار سرب و روی
يافتههای تازه پيرامون سيستم ژوراسيک در شمال بلوک طبس (خاور ايران مرکزی)
چکيده :
بلوک طبس يکی از اجزاي ساختاري خرد قاره مرکز و خاور ايران است که در فاصله ترياس پسين و ژوراسيک در خاور ورقه ايران شکل گرفته است.
براثر نوسانهای جهانی سطح آب دريا و جنبشهای متعدد زمين ساختي در مقياس جهانی ، منطقه ای ومحلی، بويژه در زمانهای ژوراسيک ميانی و پسين، حوضههای رسوبگذاری متعدد و متنوع با رخساره های سنگی متفاوت در شمال بلوک طبس شکل گرفته است که تنظيم زمانی و انطباق آنها با هم، فقط با مطالعات تفصيلی و بسيار دقيق ميسر است. در اين بررسی، ضمن بازنگری و تعريف جديد رديفهای چينهسنگی سيستم ژوراسيک در بخش شمالی بلوک طبس ، سعی شده است تا با توجه به زمين ساخت فعال همزمان با رسوبگذاری، تركيب سنگشناسي و جايگاه چينهشناسي رديفهاي چينه سنگي ژوراسيك مياني و بالايي منطقه، يک الگوی ساده و عملی برای تنظيم و انطباق رديفهای چينه سنگی موجود ارائه شود. بدين ترتيب، سازندهاي ژوراسيك مياني و بالايي (گروه مگو) در قالب سه زير گروه جديد: بغمشاه، اسفنديار و گرهدو قرار داده شده است. ضمناَ سازند قلعه دختر بازنگري شده و به بخش آهكي آن محدود گرديده است. افزون براين سه سازند جديد با نامهای سيخور (کالوين)، کمرمهدی (کالوين تا کيمريجين زيرين) و کرند (اکسفوردين بالايي تاکيمريجين ميانی) معرفی شده است.
كليدواژه ها: ايران مرکزی، بلوک طبس، رشته کوه شتری، سيستم ژوراسيک، چينه شناسی، فسيل شناسی، محيط رسوبی.
مطالعه زمين شيمي ، كاني سنگين ، خاستگاه و پتانسيل طلا در ليستوينيتهاي هنگران - ناحيه مختاران (خاور ايران)
چكيده
رخنمونهاي گستردهاي از ليستوينيت (سرپانتينيتهاي كربناتي شده) در محور بيرجند- نهبندان در خاور كشور و جنوب استان خراسان وجود دارد كه در وسعتي افزون بر 25000 كيلومترمربع در امتداد گسلهاي اصلي و در ميان مجموعه افيوليتي- آميزه رنگين- فليش تشكيل شدهاند. بيشترين گسترش اين رخنمونها در بخش جنوبي نقشه مختاران (1:100000) مشاهده مي شود. ليستوينيتها از نظر سنگ شناسي به انواع سيليسي نهان بلورين برشي حاوي كانيهاي سولفيدي، سيليسي بدون سولفيد ، سيليسي- كربناتي و كربناتي تقسيم شده و بيشتر در مجاورت بلافصل سنگهاي فرابازي ديده ميشوند. از نظر كاني شناسي، متشكل از كانيهاي اصلي كوارتزنهان بلورين (اپال ، ژاسپ)، كوارتز بلورين،كلسيت، دولوميت، منيزيت، سيدريت، سرپانتين و كلريت، و كانيهاي فرعي پيروكسن، كروميت، مگنتيت، سينابار، كلكوپيريت، بورنيت،آرسنوپيريت و اكسيدها و هيدروكسيدهاي آهن است. در اين ميان، ليستوينيتهاي نوع سيليسي برشي حاوي سولفيد، از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و از نظر پي جويي طلا، گزينه مناسبتري هستند. در اين نوع ليستوينيت، كانيهاي سولفيدي از جمله پيريت، كلكوپيريت، بورنيت، آرسنوپيريت و كووليت ديده ميشوند. بعضي از بلورهاي سولفيدي به اكسيد و هيدروكسيدهاي آهن دگرسان شدهاند .
همچنين به منظــــــور مطالعه كانيهاي سنگين ، از رسوبات دانه درشت رودخانهها نيز نمونه برداري شـــد. در مطالعه نمـــونههاي كاني سنگين، ذرات ريز طلا (30 تا 150 ميكرون) همراه با كانيهاي پيريت، كلكوپيريت، سينابار و مس طبيعي مشاهده شد .
دگرساني غالب در مجموعه ليستوينيتي عبارتند از : سيليسي ، ليمونيتي، هماتيتي و گوتيتي و به طور محدود آرژيليك .
خاستگاه طلا، نقره، آرسنيك و ديگر عناصر همراه از سنگهاي فرابازي سرپانتينيتي شده سرچشمه گرفته است. با پيشرفت دگرگوني ناحيهاي ، محلولهاي حاوي آنيونهايي مانند (SO4)2- , Cl- , (CO3)2- با عناصر فلزي (Ni,Co,Cr,Cu,Hg,Sb,As,Ag,Au) كمپلكس تشكيل داده و در اثر صعود به بخشهاي بالايي، در زونهاي برشي و همراه با نهشت سيليس و در سد ژئوشيميايي بخشهاي كربناتي (ليستوينيت كربناتي)، تشكيل نهشتههاي رگهاي سيليسي سولفيددار حاوي طلا را دادند .
كليد واژهها: ليستوينيت، طلا، كاني سنگين، هنگران، مختاران، ايران
كاربرد روشهای مختلف پردازش تصوير روی داده های ETM+ به منظور اكتشاف كانسارهاي مس نوع پورفيري و رگهاي در منطقه كوه ممزار- كوهپنج در استان کرمان
چكيده
منطقه مطالعاتی در بخش جنوب شرقی کمربند آتشفشانی-رسوبی ايران مرکزی واقع شده است. سنگهای آتشفشانی _ رسوبی ائوسن، اصلیترين واحد زمينشناسی منطقه را تشکيل می دهند که نفوذ توده های اليگوميوسن در آنها، باعث کانسار سازی و دگرسانی گسترده در سطح منطقه شده است. در اين تحقيق از روشهاي مختلف پردازش تصوير (نسبتگيري باندي، روش کروستا، ردهبندي فازي و تحليل عامل خطوارگی ) به منظور شناسايي زونهاي دگرساني مرتبط با كانسارهاي مس استفاده شده است. در مطالعه حاضر، روش ردهبندي نظارت شده فازي با استفاده از تصاوير پردازش شدة حاصل از روش كروستا يكي از موفقترين فنون پردازش تصوير براي تفكيك دقيق مناطق دگرساني گرمابي همراه با كانسارهاي مس پورفيري تشخيص داده شد. تحليل خطوارههاي تفسيرشده از تصوير فيلتر شدة باند 8 ETM+، بهعنوان روش ديگري براي شناسايي كانسارهاي مس پورفيري و رگه ای پيشنهاد ميشود. ارتباط نزديكي بين عامل خطوارگي و موقعيت كانسارهاي مس در منطقه مشاهده شد. پس از تحليل و تفسير نتايج، تعدادی نقطة كنترلی براي نمونه برداری انتخاب شدند. نتايج بهدست آمده از مقاطع نازک و پراش پرتو ايکس نشان داد که دادههای ETM قابليت نقشه برداری مناطق دگرسان را دارند.
كليد واژهها: تصاوير ETM+، پردازش تصوير، طبقه بندی فازی، كانسارهاي پورفيري، كرمان
معرفي چهار گونه از ماكروفسيلهاي گياهي گروه بازدانگان (سيكادوفيتها و ژينكوفيتها) براي نخستين بار از ايران
چكيده
بهمنظور مطالعه و معرفي ماكروفسيلهاي گياهي ترياس پسين - ژوراسيك مياني (سازند شمشك)، دو منطقة رامسر - جواهرده (البرز شمالي) و اشكوراتعليا (البرز مركزي) مورد بررسي قرار گرفته كه در نهايت منجر به معرفي چهار گونه از گروه بازدانگان براي نخستينبار از ايران شده است. دو گونة Ctenis kaneharai و Pseudoctenis herriesi از شاخة سيكادوفيتها و راستة سيكادالها و دو گونة Ginkgoites longifolius و Baiera furcata از شاخة ژينكوفيتها و راستة ژينكوآلها ميباشند. همچنين پس از بررسيهاي صورت گرفته در ارتباط با مقالات Schweitzer & Kirchner (1995,1998,2000) و گونههاي ذكرشده در زير، مشخص شد كه گونههاي Ctenis sp. A و Ctenis sp. B كه توسط Fakhr (1975) به ترتيب از مناطق گاجره و فريزي و گونة afghanensis Ctenis كه توسط Jacob & Shukla (1955) از افغانســــتان معرفي شدهاند، متـــــرادف گونة Ctenis kaneharai و گونة Pseudoctenis herriesi مترادف گونة Nilssonia herriesi نيز نميتوانند باشند.
كليد واژهها: ماكروفسيلهاي گياهي، سازند شمشك، رامسر- جواهرده، اشكورات عليا، البرز، ايران، بازدانگان، سيكادوفيتها، ژينكوفيتها.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۳۸۵ ساعت 8:24 توسط حمید صالحی
|