زمين شناسي و جنبشها و فازهاي كوهزايي منطقه بافق
1)معدن چغارت در 13كيلومتري بافق و 130كيلومتري جنوب شرق يزد
2) معدن چادرملو در 80كيلومتري شمال معدن چغارت
3)اهن ميشدوان در 17كيلومتري شمال معدن چغارت
4)كانسار اپاتيت اسفوردي در 36كيلومتري شمال شرق بافق
ازكانسارهاي ديگر در ناحيه زرند-بافق-ساغند كانسار اهن فسفر دار سه چاهون، چاه گز و زرند را ميتوان نام برد.
چند منطقه كه مراحل اكتشاف را ميگذرانند عبارت اند از: ميشدوان، انومالي شمالي،انومالي A و ناريگان.
ذخيره متصاعدي رسوبي كوشك در همين منطقه وجود ريفت درون قاره اي را تأييد ميكند.
سنگهاي اذرين مافيكي الكالن در اين محيط وجود دارد و كانسارهاي مرتبط با اين سنگها در ناحيه ديده ميشوند.
ذخاير آهن ماگمايي-اسكارن سه چاهون، چغارت، چادرملو، ميشدوان و ... كانسار فسفات و عناصر كمياب اسفوردي و ذخيره اورانيم از ان جمله است.
كانساهاي اهن چغارت، چادرملو و ميشدوان مرتبط با سنگ اذرين اسيدي- حد واسط نيمه عميق در حد گرانيت و گرانوديوريت است.
كانسار اپاتيت اسفوردي (پركامبرين) در مجموعه اي از سنگهاي اتشفشاني كه شيل،دولوميت و ماسه سنگهاي سري ريزو را بريده اند، قرار گرفته است. اتشفشانيهاي مذكور بيشتر از نوع ريوليتهاي دگرسان شده و دايكهاي ديابازي حاوي اپاتيت به همراه هماتيت و مگنتيت هستند.
مثالهايي از كانسارهاي اتشفشاني اهن در ايران
فورستر و نبتل(1979) براي كانسار اهن ميشدوان واقع در شمال شرقي بافق منشئي اتشفشاني پيشنهاد نموده است. ذيلاً مشاهده ايشان امده است:
1)كانسنگ مگنتيت در كانسار ميشدوان هميشه در بالاي يك توالي ريوليتي واقع است؛
2)عدم حضور بافت جانشيني
3)شكل توده معدني بصورت عدسيهاي تخت ميباشد؛
4)توده معدني توسط يك لايه رسوبي حاوي قطعات ريوليتي از سنگهاي دولوميتي جدا ميشود؛
5)وجود بلورهاي شكلدار مگنتيت در حاشيه حبابهايي در درون سنگ معدن؛
6)عدم همرشدي بلورهاي مگنتيت و چسبنده بودن بلورهاي كوچك مگنتيت بصورت خاكستر اتشفشاني، به يكديگر؛
7)حضور قطعات زاويه دار ريوليت در درون كانسنگ توده اي مگنتيت؛
8)همرشدي مگنتيت و آپاتيت؛
9)وجود اگلومرا كه حاوي قطعات ريوليت(1تا3ميلي متر) و لاپيلي هاي مگنتيت و خاكستر اتشفشاني، در زمينه اي از ريوليت است؛
10)مطالعات مغناطيس ديرينه نشان داده است كه بردارهاي كانسنگ مگنتيتي، ريوليت و سنگهاي رسوبي بر هم منطبق مي باشند.
طبق مطالعات فورستر و جعفرزاده (1984) كانسار ميشدوان در ارتباط با ساختهاي كالدرائي موجود در منطقه بافق است. فعاليت اتشفشاني در ميشدوان بعد از جريانهاي گدازه اي مگنتيتي پايان يافت؛ انگاه منطقه به زير اب فرو رفت و لايه هاي كربناتيتي ته نشين شدند.
طبق مطالعات فورستر و جعفرزاده (1983) كانسار اهن چادرملو واقع در 80كيلومتري شمال بافق، از پر شدن دودكشهائي توسط ماگماي مگنتيتي حاصل شده اند. در كانسار چادرملو توده معدني بصورت چهار تپه داراي رخنمون است؛ سه تپه شمالي تشكيل يك استوانه ايستاده را ميدهند كه تا عمق 300متريادامه دارند. فورستر و جعفرزاده معتقدند كه اين سه تپه تشكيل يك دودكش استوانه اي را ميدهند كه از پر شدن حفره اي استوانه اي شكل از مذاب مگنتيتي حاصل شده اند. تپه جنوبي يك جريان گدازه اي يا يك سيل مي باشد.
فورستر و جعفرزاده معتقدند كه كانسار چادرملو در حاشيه يك كالدراي بزرگ واقع است.
در منطقه بافق (بين ناريگان، اسفوردي، كوشك و سه چاهون) حجم عظيمي از سنگهاي ريوليتي كه بخشي از ان بصورت ايگنمبريت جايگزين گرديده است، وجود دارد(فورستر،نيتل و سنوالد،1988).
لذا فورستر و همكاران معتقدند كه تشكيل ريوليت هاي منطقه بافق در ارتباط با تشكيل يك يا چند كالدرا ميباشد.
طبق نظر فورستر و همكاران (1988)، گرانيت ناريگان ميتواند بعنوان همان بخش گنبدي كالدرا(گنبد مربوط به مرحله تجديد حيات) در نظر گرفته شود. مشابه بودن تركيب گرانيت ناريگان با سنگهاي ريوليتي موجود در منطقه، مشخص كننده ارتباط نزديك بين اين دو پديده است.
گروه گرانيت زريگان فاقد كاني هاي تيره هستند. اين توده ها رسوبات نزديك قاره اي پركامبرين پسين را تحت تأثير قرار داده اند. مانند، گرانيت زريگان و ناريگان در شمال شهرستان بافق و گرانيت چادرملو در خاور يزد.
فورستر و همكاران (1988) بر اساس پراكندگي سنگهاي اذرين موجود در منطقه ابعادي برابر 16×22كيلومتر براي كالدراي بافق پيشنهاد نموده اند.
پهنه زمين ساختاري ايران مركزي بخشي از ايران مياني است كه در ميان دو زمين درز تتيس كهن(در شمال) و تتيس جوان(در جنوب) قرار دارند. از اواخر پالئوزوئيك كافتش سبب حركت آن بسوي شمال خاوري و برخورد با ابرقاره اوراسيا (بستن تتيس كهن) شده است. ويژگيهاي متمايز كننده اين پهنه از ديگر مناطق ايران
1)چين خوردگي و دگرگوني و پلوتونيسم شديد مزوزوئيك
2)تكاپوي شديد آتشفشاني سنوزوئيك ميباشد.
گسلهاي مهم منطقه :
- نايبند
- بهاباد
- كوهبنان
- نهبندان