چينه شناسي، ديرينه‌زيست جغرافيا و ديرينه جغرافياي رديف ستگي كرتاسه مياني(بارمين-آلبين)درايران مركزي
   خلاصه مطالب:
     سنگهاي رسوبي كرتاسه مياني در مركز ايران يك چرخه بزرگ() رسوبي- ساختاري را ميسازد كه توسط دو رويداد مهم زمين ساختي محصور شده است.
   اين رديف سنگي در مواردي بيش از هزار متر ضخامت داشته و گسترش نسبتاً وسيعي راد اراست(شكل 7) پاره اي از اين سنگها با روند شمال باختري – جنوب خاوري از خاور همدان شروع شده و از مسير اراك گلپايگان اصفهان و شهرضا تا آباده ادامه مي يابد كه در واقع در محدودة زون سنندج-سيرجان قرار دارد. بخشي ديگر از جنوب باختري كاشان ميمه و سه تا باختر (باختر گسل چاپدوني و شمال گسل ارديب) با ضخامت زياد شروع شده و با يك روند تقريباً شمالي – جنوبي تا خاور اردكان و يزد ادامه دارد. بخش ديگري از اين سنگها در باختر گسل كلمرد، بافق و كرمان گسترده است. در جنوب خاوري سمنان (منطقه جام) نيز اين سنگها در محدوده نسبتاً كوچكي داراي رخنمون هستند.
  
   پيش گفتار:
     مقدمه
   بخش بزرگي از يافته هاي علمي اين نوشته مبتني بر مطالعاتي است كه نگارنده قريب به 25 سال بر روي چينه شناسي و فون آمونيتي رديفهاي سنگي كرتاسه مياني در ايران انجام داد است. اين مطالعات در قالب يك طرح پژوهشي دانشگاه تهران در طول سالهاي 1370 تا 1374 با همكاري سازمان زمين شناسي كشور و دانشگاه مونيخ تكميل شده است.
   در طول اين مطالعات حدود 62 جنس و 171 گونه از آمونيت هاي بارمين تا سنومانين ايران مركزي جمع آوري، بررسي و توصيف شده استكه تاكنون در قالب 18 مقاله ععلمي و بيشتر در نشريات علمي بين المللي به چاپ رسيده است.
   در اين مقاله كوشش شده است تا خلاصه اي از چينه شناسي شرايط محيط رسوب گذاري ، ارتباطات ديرينه زيست جغرافيايي و موقعيت ديرينه جغرافيايي رديف سنگي كرتاسه مياني در ايران مركزي ترسيم شود.
   تمام نتيجه گيري هاي چينه شناسي و ديرينه زيست جغرافيايي مبتني بر آمونيت ها بوده و براي دقت بيشتر فقط از جنس و گونه هايي استفاده شده است كه بطور دقيق مطالعه شده و همراه باعكس به توصيف آمده است. به همين مناسبت از توجه به فسيلهايي كه فاقد توصيف فسيل شناسي و عكس هستند تقريباً پرهيز شده است.