| عکاس: |
عادل پازيار |
| 18/5/1388 - 14:52:30 | |
| عکاس: |
عادل پازيار |
| 18/5/1388 - 14:52:30 | |


رفتار خاک در برابر زمین لرزه
بر اثر اعمال تنش برشی چرخهای به خاک ، که ناشی از امواج رسیده از سنگ بستر است، خاک تحریک میشود.
- نشست و آبگونگی :
لرزشهای ناشی از زمین لرزه میتواند چند پدیده مهم را در خاک باعث شود که شامل تراکم خاکهای دانهای که منجر به نشست سطح زمین میشود و میتواند در محدوده وسیعی اتفاق بیافتد، است. آبگونه شدن ماسههای ریز و ماسههای لایدار که منجر به از بین رفتن کامل مقاومت خاک شده و باعث نشست و حتی برگشتن سازهها و گسیخته شدن دامنهها میشود و کاهش مقاومت در خاکهای چسبنده نرم که منجر به نشست سازه شده و میتواند برای سالها ادامه داشته باشد.
- نشست حاصل از تراکم :
تنجشهای برشی چرخهای باعث تراکم خاکهای دانهای میشود که نشست زمین را به همراه دارد. حرکات افقی ناشی از لرزشها تا زمانی که چرخهها نسبتا نزدیک به هم باشند، حتی اگر تنجشهای برشی چرخهای نسبتا کوچک باشد، باعث تراکم خاک میشوند.
- پدیده روانگریی :
روانگرایی (روانگونگی یا آبگونگی) چرخهای ، به واکنش خاک در برابر بارهای دینامیکی یا تحریک ناشی از امواج برشی زود گذر اطلاق میشود که در نتیجه آن مقاومت خاک بطور کامل از بین رفته و خاک حالتی آبگونه به خود میگیرد. پدیده آبگونگی در آلاسکا و ژاپن در سال 1964 در شیلی و در سال 1960 باعث نشست و کج شدن ساختمانها ، فرو رفتن و محو جزایر ، تبدیل زمینهای خشک به دریاچهها ، نشست راهها و دیگر خاکریزها و سرانجام فرو رفتن و غرق شدن وسایل نقلیه و کامیونها در زمین شد.
مثالی در مورد آبگونی بخشی ، وضعیت یک ساختمان در شهر مکزیکو است که بر روی رس لایدار نرم بنا شده بود. این ساختمان تا زمان وقوع زمین لرزه در سال 1957 هیچگونه نشستی نداشته است. بر اثر این زمین لرزه ساختمان 5 سانتیمتر نشست نمود. از آن پس نشست سالانه آن بین 3 تا 5 سانتیمتر در سال بوده است.
نشست زمين ناشي از عمليات معدنكاري زير زميني، از پديده هايي است كه به محيط زيست آسيب رسانده و علاوه بر تخريب ساختمان ها و تاسيسات سطحي در محدوده نشست ، آثار زيانبار ديگري از جمله تاثير منفي بر جريان آب هاي سطحي دارد. مطالعات حاضر به منظور بررسي آثار نشست با استفاده از مدل سازي عددي به روش اجزاي محدود و مقايسه نتايج آن با روش تجربي انجام شده است. مطالعه موردي اين تحقيق، بررسي نشست در معدن ذغالسنگ تاريك دره و تاثير آن بر محدوده روستاي اطراف مي باشد. در اين مقاله ابتدا با انجام علميات ميداني اطلاعات لازم براي اين بررسي ها گردآوري، سپس با استفاده از روش هاي تجربي به بررسي نشست منطقه پرداخته شده است. در روش هاي تجربي اساس كار، روش هاي نمودارهاي پيشنهاد شده از سوي كميته ملي ذغالسنگ انگلستان بوده و پس از كسب نتايج روش تجربي، در مرحله بعد با بهره گيري ازنرم افزار ANSYS شرايط زمين شناسي و كارگاه هاي استخراج در اين معدن مدلسازي عددي و شرايط نشست در آن مورد تحليل قرار گرفته است. نتايج بدست آمده از دو روش تحليلي و مدل سازي نشان داده شده است كه اين دو روش يكديگر را تاييد مي كنند. با استفاده از مدل سازي عددي علاوه بر دستيابي به دقت بيشتر، برخي مسائل كه در روش تجربي نمي توان بخوبي آنها را مورد ارزيابي داد قابل حل مي باشند، از جمله، شرايطي كه جنس لايه هاي متفاوت و شيب دار بوده و چند كارگاه استخراج در بالاي يكديگر قرار گرفته باشد. در نهايت با توجه به تاثير عوامل مختلف، راهكارهايي براي جلوگيري از تغيير شكل نامطلوب سطح زمين بالاي كارگاه هاي استخراجي و ايجاد تخريب يا خسارت در اين منطقه ارائه شده است.
نشست پديده اي است که در اثر آن سطح زمين به صورت تدريجي و در برخي موارد به طور ناگهاني فرو مي نشيند، اين نشست باعث ايجاد ترک و شکاف هايي در زمين شده و باعث تاثير بر روي الگوي جريان هاي زيرزميني و سطحي، تغيير کيفيت آب هاي زيرزميني، تغيير شکل سطح زمين، سيل خيزي منطقه و پيشروي آب دريا ها به سمت خشکي ها در نواحي ساحلي مي شود، به طوري که اين تغييرات و عوامل خسارات جدي به مناطق شهري، صنعتي و کشاورزي وارد مي کند. به گزارش ايسنا، آب هاي زيرزميني به آب هايي گفته مي شود که در لايه هاي آب دار و اشباع زيرزمين تجمع پيدا کرده اند، اين آب ها تنها حدود 4 درصد از مجموعه آب هايي را که فعالانه در چرخه آب شناختي دخالت دارند، تشکيل مي دهد. با اين وجود حدود 50 درصد جمعيت دنيا از نظر آب شرب متکي به همين آب هاي زيرزميني هستند. بر اساس اين گزارش عوامل متعددي از جمله انحلال، آب شدگي يخ ها، حرکت آرام زمين، خروج گدازه يا عمليات انساني همانند معدن کاري يا برداشت آب هاي زيرزميني و نفت باعث ايجاد نشست زمين مي شوند، البته در بين عوامل موثر در ايجاد فرونشست، به نظر مي رسد برداشت بيش از حد مجاز از منابع آب زيرزميني، عامل اصلي ايجاد فرونشست در بيشتر دشت هاي ايران است که همچون سرطان آرام و بي صدا گسترش مي يابد. خطر نشست بر اثر افت آب هاي زيرزميني يک خطر جهاني است و در مقياس جهاني مورد توجه قرار گرفته است، حالت تصاعدي اين پديده به دهه هاي اخير مربوط مي شود که درست مصادف با اوج صنعتي شدن و شهرنشيني شدن و پمپاژ بي رويه از آب هاي زيرزميني است. منطقه خراسان، در دهه هاي اخير توجه به پديده نشست از اهميت ويژه اي برخوردار شده است. اهميت مطالعه و بررسي اين پديده با توجه به خطراتي است که پيامد اين حادثه دارا مي باشد، براي نمونه نشست زمين به دليل پمپاژ و بهره برداري بي رويه از سفره هاي زيرزميني گاهي اوقات موجب حوادثي همانند فرونشست و شکافت زمين مي شود و خطرات جدي براي مناطق صنعتي، نواحي شهري و کشاورزي ايجاد مي کند.
نشست در معدن بمعنی بوجود آمدن اختلاف ارتفاع سطح طبیعی زمین در اثر استخراج منابع زیرزمینی می باشد
. یکی از روشهای متداول استخراج زیرزمینی استفاده از روش جبهه کار طویل است. در این مقاله با استفاده از مدل ریاضی دو روش برای پیش بینی نشست در سطح زمین بالای جبهه کار طویل پیشنهاد شد. تاثیر پارامترهایی چون طول جبهه کارطویل، زاویه تاثیر، زاویه اصطکاک داخلی لایه های بالای سقف وضخامت لایه استخراجی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که باکاهش زاویه تاثیر و افزایش طول جبهه کار طویل، ضخامت لایه استخراجی و زاویه اصطکاک داخلی مقدار نشست احتمالی اضافه می شود. اما این افزایش نشست نسبت به ضخامت استخراجی دارای رابطه خطی و حال اینکه نسبت به طول جبهه کار طویل و زاویه تاثیر رابطه غیر خطی دارد. افزایش نشست نسبت به طول جبهه کار طویل دارای حدی است که بعد از آن حتی با افزایش طول جبهه کار مقدار نشست ثابت باقی می ماند.مدیر امور زمین شناسی مهندسی، مخاطرات و زیست محیطی سازمان زمین شناسی افزود: خشکسالی های سالهای اخیر آسیب فراوانی به کشورمان وارد کرده است که با توجه به واقع شدن ایران در منطقه خشک و نیمه خشک بروز خشکسالی های شدیدتر، طی سال های آینده امری دور از ذهن نخواهد بود.
بلورچی با بیان اینکه در دنیا ۷۰، ۲۲ و ۸ درصد آب زیرزمینی به ترتیب به مصرف کشاورزی، صنایع و شرب می رسد، خاطرنشان کرد: در ایران ۹۲ درصد آب زیرزمینی به مصرف کشاورزی و ۲ و۶ درصد به مصرف صنعت و شرب می رسد که این مساله با توجه به اقلیم خشک و نیمه خشک ایران، بسیار قابل تامل است.
| |||
|
اطلاعات اولیه
زمین لرزه از لرزشهای قابل اندازه گیری سطح زمین است و کمتر توسط امواج حاصل از رها شدن ناگهانی انرژی در درون زمین بوجود میآید. آثار سطحی زمین لرزه ممکن است به صورت صدمه به سازهها ، گسلش و حرکت پوسته ، نشست زمین و آبگونگی ، گسیختگی دامنهها در خشکی و دریا و سرانجام ایجاد امواج در محیطهای آبی باشد.قسمت اعظم زمین لرزهها منشا تکتونیکی دارند. زمین لرزههای تکتونیکی در اثر ذخیره شدن بیش از حد انرژی بیش تنیدگی ، در بخشی از پوسته ایجاد میشود. افزایش بیش از حد تنش خم شدن و تغییر شکل پوسته ، تمرکز کنشهای بر جا در توده سنگ ، گسلش و بالاخره زمین لرزه را باعث میشود. زمین لرزههای بزرگ معمولا در اثر گسیختگیهای سطحی یا نزدیک به سطح زمین ، که در ارتباط با یک یا چند گسل هستند، ایجاد میشوند.
انواع تغییر شکلهای ناشی از زمین لرزه
گسلش
در ارتباط با اهمیت گسلها در مهندسی زلزله میتوان گفت که زمین لرزههای با عمق کانونی کم ، که معمولا مخربترین زمین لرزهها هستند، اغلب در ارتباط با گسل خوردگی هستند. گسلش ممکن است یک شکستگی منفرد یا مشتمل بر سیستمی متشکل از شاخههای فرعی باشد. بنابراین شناسایی گسل عاملی مهم در مطالعات مربوط به ارزیابی احتمال وقوع و بزرگی زمین لرزه است.باید اضافه کرد که برای شناسایی گسلها معمولا محدودیتهایی وجود دارد. به عنوان مثال در نواحی دارای رسوبات یخچالی ، معمولا دستیابی به نیمرخی که حاوی چینه بندی منظم و قدیمی تر از 3500 سال باشد، مشکل است. در این نقاط روش مرسوم حفر خندق (ترانشه) ، برای بررسی مستقیم گسیختگی ایجاد شده در لایه بندی ، ممکن است برای چینههای هولوسن بکار نیاید. علاوه بر آن در این نقاط جابجایی گسل اغلب تا سطح زمین نمیرسد، زیرا در برخی موارد سنگهای هوازده نزدیک سطح میتوانند افزایش را به خود جذب نمایند.
بیشترین شدت و بزرگی یک زمین لرزه در سطح زمین الزاما در روی اثر (خط) گسل دیده نمیشود. عوامل موثر در این مورد شامل عمق کانون و شیب گسل به نظر میرسد که فاصلهای افقی از گسل ، برابر عمق کانون ، سرعت تضعیف استهلاک زمین لرزه و کاهش شدت آن نسبتا کم است و در محدوده فراتر از آن استهلاک سریعا افزایش مییابد.
رفتار خاک در برابر زمین لرزه
بر اثر اعمال تنش برشی چرخهای به خاک ، که ناشی از امواج رسیده از سنگ بستر است، خاک تحریک میشود.- نشست و آبگونگی :
لرزشهای ناشی از زمین لرزه میتواند چند پدیده مهم را در خاک باعث شود که شامل تراکم خاکهای دانهای که منجر به نشست سطح زمین میشود و میتواند در محدوده وسیعی اتفاق بیافتد، است. آبگونه شدن ماسههای ریز و ماسههای لایدار که منجر به از بین رفتن کامل مقاومت خاک شده و باعث نشست و حتی برگشتن سازهها و گسیخته شدن دامنهها میشود و کاهش مقاومت در خاکهای چسبنده نرم که منجر به نشست سازه شده و میتواند برای سالها ادامه داشته باشد.
- نشست حاصل از تراکم :
تنجشهای برشی چرخهای باعث تراکم خاکهای دانهای میشود که نشست زمین را به همراه دارد. حرکات افقی ناشی از لرزشها تا زمانی که چرخهها نسبتا نزدیک به هم باشند، حتی اگر تنجشهای برشی چرخهای نسبتا کوچک باشد، باعث تراکم خاک میشوند.
- پدیده روانگریی :
روانگرایی (روانگونگی یا آبگونگی) چرخهای ، به واکنش خاک در برابر بارهای دینامیکی یا تحریک ناشی از امواج برشی زود گذر اطلاق میشود که در نتیجه آن مقاومت خاک بطور کامل از بین رفته و خاک حالتی آبگونه به خود میگیرد. پدیده آبگونگی در آلاسکا و ژاپن در سال 1964 در شیلی و در سال 1960 باعث نشست و کج شدن ساختمانها ، فرو رفتن و محو جزایر ، تبدیل زمینهای خشک به دریاچهها ، نشست راهها و دیگر خاکریزها و سرانجام فرو رفتن و غرق شدن وسایل نقلیه و کامیونها در زمین شد.
مثالی در مورد آبگونی بخشی ، وضعیت یک ساختمان در شهر مکزیکو است که بر روی رس لایدار نرم بنا شده بود. این ساختمان تا زمان وقوع زمین لرزه در سال 1957 هیچگونه نشستی نداشته است. بر اثر این زمین لرزه ساختمان 5 سانتیمتر نشست نمود. از آن پس نشست سالانه آن بین 3 تا 5 سانتیمتر در سال بوده است.
گسیختکی دامنهای
گسیختگی دامنههای طبیعی یا مصنوعی (خاکریزهها و سدهای خاکی) از دیگر اثرات سطحی زمین لرزه است.- دامنههای طبیعی :
نیروهای زمین لرزه در موارد متعددی باعث گسیختگی دامنهای شده است که اغلب ناشی از فشار آب منفذی زیادی است که به این ترتیب ایجاد میشود. اینگونه فشارهای آب منفذی میتواند در دامنههای پر شیب متشکل از سنگهای به شدت درز دار یا با لایه بندی پر شیب یا خاکهای ریز دانه اشباع شده (حتی با دامنه کم شیب) ایجاد شود. به عنوان مثال در زلزله 1920 کانسو در چین یک شهر را بطور کامل در زیر جریان رسوباتش مدفون کرد.
- سدهای خاکی و خاکریزها :
در صورتی که خاکریزها بر اثر زمین لرزه گسیخته شوند، معمولا به دلیل گسترش جانبی ناشی از گسیختگی پی است. سدهای خاکی اگر خوب ساخته شده باشند، قادرند لرزشهای متوسط تا 0.2g یا حتی بیشتر را تحمل کنند. بیشترین ریسک ، خطر گسیختگی مربوط به سدهایی است که بر روی خاکهای بدون چسبندگی و اشباع شده ساخته شده و ممکن است تحت تاثیر لرزشهای شدید قرار گیرند.
تسونامی و امواج دریاچهای
تسونامی عبارت است از امواج دریا با طول موج زیاد که در زمان رسیدن به ساحل از ارتفاع زیادی برخوردار میشوند و در نتیجه صدمات زیادی را به همراه دارند. عامل ایجاد کننده این امواج زمین لرزههای زیر دریایی است. عقیده لرزه شناسان بر این است که این امواج ممکن است به علت یک تغییر شکل ناگهانی در شکل بستر دریا ، که میتواند بر اثر جابجایی ناشی از گسلش باشد، یا در مواردی نادر بر اثر لغزشهای عظیم رسوبات در فلات قاره ایجاد شود.تسونامیها بیشتر در سواحل اطراف اقیانوس آرام دیده میشوند. کشور ژاپن بیش از جاهای دیگر در معرض تسونامی بوده است. در یک مورد در سال 1896 امواجی به بلندی 23 تا 30 متر به سواحل شمال شرقی ژاپن حمله کرد و ضمن وارد آوردن خسارات زیاد 27000 کشته بر جای گذارد. همچنین آخرین مورد آن در اوایل سال 2005 در جنوب شرقی آسیا بیش از 150000 کشته بر جای گذارد و خسارات فراوانی به این منطقه وارد کرد.
نشست زمين در اثر استخراج زيرزميني مواد معدني يكي از عواقب فعاليت هاي معدني مي باشد كه بعضا خسارات جبران ناپذيري را به تأسيسات، ساختمانها، جنگلها و ...... واقع در بالاي بخش معدن كاري شده وارد مي آورد . در اكثركشورها ي جهان قوانين بسيار سختي وجود دارد كه بهره برداران معادن را مجبور مي سازد تا خسارات ناشي از نشست را جبران نمايند و از آنجا كه جبران اين خسارات ممكن است هزينه بسيار بالايي داشته باشد لذ سعي ميشود در وهله نخست از بروز پديده نشست جلوگيري شود و يا در صورت بروز نشست، خسارات ناشي از آن كاهش يابد . براي مطالعه پديده نشست ابتدا بايد آنرا شناخت و عوامل مؤثر برآن را بررسي نمود . سپس با استفاده از روشهاي رايج در بر آورد ميزان نشست، ميزان نشست در اثر فعاليت معدني را بر آورد نمود كه در بين روشهاي رايج برآورد ميزان نشست، روش تابع تأثير امروزه بيشت رين كاربرد را دارد . در صورتي كه ميزان نشست بيش از حد استاندارد مجاز باشد بايد با راهكارهايي ميزان نشست را كاهش داد. در اين مقاله سعي ميشود تا ضمن بر شمردن عوامل مؤثر بر نشست سطح زمين، روشهاي برآورد نشست بررسي شود و در انتها راهكارهايي جهت كاهش ميزان نشست ارائه ميگردد.
کرج - رسانه هاي کشور طي روزهاي اخير درحالي از نشست 200 دشت کشور خبر داده اند که کارشناسان پيش از اين بارها نسبت به بي توجهي به حوزه هاي آبخيز کشور و برداشت بي رويه آب از سفره هاي زيرزميني هشدار داده بودند. |
اين درحالي است که در بسياري از کشورهاي توسعه يافته، حوضههاي آبخيز را مانند مناطق نفت خيز ارزشمند شمرده و مديريتهاي جامعي براين مناطق اعمال مي کنند.
رييس انجمن آبخيزداري ايران به خبرنگار ايرنا گفت: اهميت حوضههاي آبخيز کشور کمتر از مناطق نفت خيز نيست و اين حوضهها بايد از محيط اطراف خود جدا شده و مديريت يکپارچهاي برآن در همه ابعاد اعم از فرآيند توليد، توزيع و مصرف، اعمال شود.
دکتر علي سلاجقه افزود: برداشت بي رويه و تخليه چاههاي آب موجب کاهش شديد سطح سفره هاي آب زيرزميني در کشور شده و درپي آن نيز بسياري از دشتهاي کشور دچار نشست شده است.
وي خاطرنشان کرد: اکنون برداشت بي رويه آب و تخليه چاههاي آب بسياري از زمينهاي کشور را از جمله منطقه جنوب تهران تهديد مي کند.
وي که رياست دانشکده منابع طبيعي پرديس کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران را نيز برعهده دارد، گفت: علت اصلي تخريب اين منابع خدادادي نيز نبود مديريت جامع و يکپارچه در بخش مديريت حوضه آبخيز است.
وي يادآور شد: اکنون در بسياري از مناطق کشور که داراي بهترين منابع آبي هستند، بدون مطالعه، چاههاي آب را به مناطق زيرکشت واگذار مي کنند و سطح سفرههاي آب در اين مناطق رو به کاهش است يا در منطقه اي ديگر به علت نبود مديريت صحيح، زمين ها نشست کرده است.
سلاجقه گفت: اين ضعف مديريتي و بيتوجهي به حوضههاي آبخيز، کشورمان را به کشور سيل خيز بدل کرده، درحالي که با استفاده و مديريت صحيح از "هرزآبها" مي توان از وقوع سيل جلوگيري کرد.
وي افزود: مديريت جامع حوضههاي آبخيزداري شامل ارزيابي اين حوضهها، کنترل و نظارت بر تغيير کاربريها و تهيه نقشه آمايش سرزمين است.
به هرحال کاهش سطح و افت کيفيت منابع آبي کشور براثر عوامل انساني و برداشتهاي بيرويه، معضلي است که امروز گريبانگير کشور شده و موجب نشست 200 دشت شده است. اين درحالي است که به عقيده کارشناسان، مديريت صحيح بر حوضههاي آبخيزداري و منابع طبيعي تجديد شونده موجب توسعه پايدار کشور خواهد شد.
دکتر محمد جواد بلورچی مدیر امور زمین شناسی کشور گفت: فرو نشست زمین پیده ای است که طی برداشت بی رویه آب های زیر زمینی در ورامین صورت گرفته است.
وی در ادامه افزود: طی 40 سال اخیر برداشت آب از منابع زیر زمینی از ورود آب بیشتر صورت گرفته است که باعث شده است سطح آب زیرزمینی هر ساله بیش از یک متر افت داشته باشد.
بلورچی خاطر نشان کرد: زمانی که این افت آب به صورت مستمر و دائم باشد و اجازه ندهد که با تغذیه جای خالی این حفرات آب پر شود این حفرات تحکیم پیدا می کند و زمین نشست پیدا می کند.
وی در انتها گفت: این نشست زمین در دشت جنوب ورامین و مناطق کشاورزی صورت گرفت است و خود شهرستان ورامین در این محدوده نیست.
نشست و فروریزش زمین
وقوع فروریزش یا نشست طبیعی سطح زمین اغلب محدود به زمینهای غاردار و حفرهدار آهکی است. در چنین شرایطی آب و هوا عاملی تعیین کننده است. ایجاد غار بر اثر حل شدن آهک در آب زیرزمینی به کندی تمام انجام میشود و فروریزش ناشی از آن نیز به ندرت اتفاق میافتد. در مقابل ، اگر در ناحیهای با سنگهای غاردار ، برای مدتی سطح آب زیرزمینی به مقدار قابل ملاحظهای پایین برود، فشار روباره در سقف غار افزایش یافته و احتمال فروریزش بیشتر میشود.نشست و فروریزش زمین اغلب در نتیجه فعالیتهای بشر نیز صورت میگیرد. نشست تدریجی ولی قابل پیشبینی زمین ، سیلگیر بودن منطقه را افزایش میدهد، یا اینکه باعث ایجاد شکستگی و گسل میشود که ممکن است ناحیه وسیعی را متاثر سازد و بالاخره ممکن است به سازههای موجود صدمه بزند. نشست محلی زمین ممکن است بر اثر اشباع خاکهای فروریزنده ، مثل رسها یا آبرفتهای درهای در اقلیمهای خشک ، آبکشی از زمین برای ایجاد حفاری و گودبرداری در آن و تغییر شکل و کمانش بیش از حد دیوارهای حایل گودبرداریها ایجاد میشود. نشست زمین در مقیاس ناحیهای معمولا بر اثر استخراج سیالات (آب ، نفت و گاز) از زمین به وقوع میپیوندد.
مهمترین عامل فروریزش زمین که باعث ایجاد حفرهای در سطح میشود، افت سطح استیابی در سنگهای آهکی و دیگر سنگهای قابل حل است. پایین رفتن سطح آب زیرزمینی از یک طرف سرعت حل شدن مواد را افزایش داده و از طرفی فشار روباره را در سقف غارها بیشتر میکند. نتیجه نهایی هر دو آنها ریزش سقف غار و ایجاد حفره و سوراخ در سطح زمین است
این دوران در مجموع شامل دو تقسیم بندی کلی زمانی نیز می باشد که شامل پالئوزوئیک زیرین و پالئوزوئیک بالایی می باشد که این زمان عبارتند از :
۱. به مجموع دوره های کامبرین-اردویسین-سیلورین پالئوزوئیک زیرین گویند .
۲. به مجموع دوره های دونین-کربونیفر-پرمین پالئوزوئیک بالایی گویند .
سیلورین
نام سیلورین از قبیله سیلور که درجنوب غرب انگلستان سکونت داشتند گرفته شده است. سیلورین کوتاهترین دوره پالئوزوئیک است که سن آن را 28 میلیون سال (از 438 تا 410 میلیون سال قبل) تعیین کردهاند. حد زیرین این دوره با نوعی از فسیلهای گراپتولیت مشخص میشود. حد بالایی سیلورین نیز با زون گراپتولیتی که حرف قاعده دونین است مشخص میشود. در اوخر دوره سیلورین چین خوردگی کالدونین در سطح وسیعی از اروپای شمالی به وقوع پیوست و در نتیجه این چین خوردگی از وسعت دریاها کاسته شده و بر وسعت خشکیها افزوده گردید.
ریفهای مرجانی در حاشیه اغلب خشکیهای دوره سیلورین وجود دارند. این امر بیانگر این موضوع است که بیشتر خشکیها در محل فعلی خود قرار نداشتهاند بلکه خشکیهایی که امروزه نزدیک به قطب جنوب و شمال قرار دارند و دوره سیلورین به استوا نزدیک بودهاند. پیدایش و تنوع نخستین گیاهان آوندی و ظهور ماهیهای حقیقی و همچنین گسترش ماهیهای زرهدار در طی این دوره بوده است. نخستین جانوران خشکی هم در سیلورین دیده شدهاند.
دونین
این دوره 408 تا 360 میلیون سال قبل طول کشیده است. رسوبات این دوره در دونشایر (Devonshire) انگلستان نامگذاری شده است. دوره دونین در بین دو دوره کوهنرایی کالدونین و هرسی نین قرار دارد. حد زیرین دونین شامل ماسه سنگ قرمز قدیمی (Old Redsandstone) است. با انقراض نوعی فیل ، گراپتولیتی مشخص میشود. این حد را با پیدایش سرپایان نیز مشخص میکنند.
پیشروی دریا در این دوره باعث افزایش مرجانها شده بود. این مرجانها در محیطی نسبتا آرام و دور از محیط باتلاق تجمع و تشکیل شده بودند. دوره دونین به دوره ماهیها مشهور است. ماهیهای این دوره فاقد دندان و آرواه بودند و اولین حشره در دونین ظاهر شد. گیاهان خشکی از جمله نهانزادان آوندی در دونین توسعه یافتند. گستزش رسوبات آهکی و تبخیری حاکی از آب و هوای گرم در این دوره است
کربونیفر
در سال 1882 لایههای زغالدار انگلستان به نام کربونیفر نامگذاری شدند. طول عمر این دوره از 65 تا 260 میلیون سال قبل است. رسوبات مربوط به این دوره در آمریکا به نام دورههای می سی سی پین و پنسلوانین نامگذاری شده است. وجود لایههای زغالدار بیانگر آن است که آب و هوای این دوره گرم و مرطوب بوده است. در این دوره جنبشهای کوهزایی مهمی به وقوع پیوسته است و در نتیجه آن رشته کوههای هرسی نین تشکیل گردیده است. رشد و توسعه گیاهان در دوره کربونیفر به حداکثر رسید. فسیلهای گیاهان بازدانه و نهانزادان آوندی در رسوبات زغال سنگی کربونیفر مشاهده شده است.
ویژگیهای پالئوژئوگرافی پالئوزوئیک
بطور کلی در پالئوزوئیک تدریجا به مساحت قارهها در اطراف هستههای پرکامبرین اضافه شده است و پیدایش رشته کوههای حاصل از کوهزایی کالدونین و همچنین کوههای حاصل از کوهزایی هرسی نین از این نوع میباشد. از نظر تغییرات آب و هوایی ، گرچه تشخیص این تغییرات مشکل به نظر میرسد، ولی شواهد و آثاری از دورههای مختلف یخبندان در پالئوزوئیک بدست آمده است که حاکی از تغییرات و تحولات آب و هوای است. در واقع نشانههایی از یخبندان در اردویسین بالایی و کربونیفر شناخته شده است.
تحقیقات نشان میدهد که یخبندان کربونیفر بالایی منحصرا در محیط و محدوده قاره گندوانا گسترش داشته است. این دوره یخچالی بین دو دوره با آب و هوای نسبتا گرم محدود بوده است. با اینکه آثار دورههای یخچالی در پالئوزوئیک مشاهده گردیده است ولی بطور کلی این دوران دارای آب و هوای گرم بوده است.
پالئوزوئیک زیرین با چرخه کوهزایی کالدونین در اروپای شمالی آغاز می شود و بیشتر رسوبات آن از نوع تبخیری است اما در پالئوزوئیک بالایی رسوبات کربناته اهمیت بیشتری پیدا می کنند که این بعلت فراوانی جانداران دارای اسکلت آهکی در این زمان می باشد.در پالئوزوئیک زیرین دنیای گیاهی جلبک ها و تا حدودی نهانزادان آوندی گسترش بیشتری دارد حال آنکه در پالئوزوئیک بالایی گسترش نهانزادان آوندی و پیدایش بازدانگان از اهمیت بیشتری برخوردارد است .
از نظر کوهزایی
· دوران پرکامبرین : شامل آرکئن (Archean) و آلگونکین (Algonkian)
· دوران اول : شامل شش سیستم است که عبارتند از کامبرین (Cambrian) ، اردویسن (Ordovician) ، سیلورین (Silurian) ، دونین (Devonian) ، کربنیفر (Carboniferous) و پرمین (Premian) .
· دوران دوم : سه سیستم تریاس (Triassic) ، ژوراسیک (Jurassic) و کرتاسه (Cretaceous) را شامل میشود.
· دوره سوم و چهارم : دوران سنوزوئیک (Cenozoic) را تشکیل میدهند که به ائوسن (Eocene) ، الیگوسن (oligocene) ، میوسن (miocene) ، پلیوسن (Pliocene) ، پلئیستوسن (pleistocene) و هلوسن (Holocene) تقسیم میشود.
پرکامبرین با چرخه کوهزایی آسینتیک (Assyntic) ، دوران پالئوزوئیک با دو کوهزایی که قسمت زیرین آن یا کوهزایی کالدونین (Caledonian) و قسمت بالائی آن با کوهزایی هرسی نین (Hercynian) مشخص است و سرانجام دوران مزوزئیک و دوران سنوزوئیک با کوهزایی آلپ (Alpin) مطابقت دارد.
| فیروزه | |
|---|---|
![]() | |
| کلیات | |
| رده | کانی |
| فرمول | CuAl6(PO4)4(OH)8·5H2O |
| ویژگیها | |
| رنگ | آبی، سبزآبی، سبز |
| حالت بلوری | توپر، ریزگرهدار |
| ساختار | کجوجهی (تریکلینیک) |
| چگالی ویژه (Specific Gravity) |
2.6-2.9 |
| حلشدن | محلول در HCl |
ویژگیهای فیروزه
- کمیاب بودن: معدن سنگ فیروزه تنها منحصر به چند کشور میباشد که بزرگترین و مرغوبترین آن در ایران قرار دارد.
- دارا بودن نقوش در رگههای زیبا: سنگ فیروزه بهترین و منحصر به خردترین سنگ قیمتی است که در آن میتوان رگههای زیبایی از اشکال ، اشیاء ، گیاهان ، درختان و ... را یافت که این خصیصه فیروزه موجب دو چندان کردن زیبایی و ارزش آن شده است.
- خواص دارویی: از آنجائی که فیروزه از ترکیب چند عنصر تحت شرایط خاص محیطی پدیده آمده سولفات قلیایی آلومینیوم به فرمول ترکیبی
دارای خواص شیمیایی خاص میباشد.
فیروزه یک کانی کمیاب و ارزشمند آبی نزدیک به سبز است که خواهان فراوانی دارد. این کانی بهدست فیروزهتراشان شکل داده میشود و به عنوان نگین برای انگشتر، گردنبند، گوشواره و دیگر جواهرات به کار میرود.
پیشتر این کانی تنها از سنگ فیروزه به دست میآمد ولی امروزه همانند دیگر کانیها مصنوعی نیز فرآوری میشود به گونهای که حتی تشخیص طبیعی یا مصنوعی بودن آن برای کارشناسان نیز بسیار دشوار است.
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
گارنت (Garnet) | |
| سیستم تبلور | کوبیک (مکعبی) |
| رده بندی | سیلیکات |
| رخ | کامل - مطابق باسطح (001) |
| جلا | شیشه ای - چرب - ابریشمی |
| شکستگی | صدفی - نامنظم - خشن |
| اشکال ظاهری | بلوری - آگرگات دانه ای - توده ای فشرده - دانه ای در آبرفت ها |
| ژیزمان | فراوان ; در زون های ماگماتیک و دگرگونی مجاورتی ، اسیدی و کربناتی |
| خواص شیمیایی | انحلال آنها در اسیدها به سختی صورت گرفته و بندرت ذوب می شوند |
| رنگ کانی | بی رنگ - سیاه - صورتی - قرمز تیره سبز روشن - بنفش تیره قرمز روشن قرمز روشن تا قرمز تیره - قهوه ای تیره - سیاه |
| رنگ اثر خط | سیاه |
| تفاوت با کانی های مشابه | سختی - چگالی - انحلال در اسیدها رخ - اشعه ایکس |
| تشابه کانی شناسی | اسفالریت - لوسیت - اویالیت - روبیس |
| پاراژنز | کلریت - بیوتیت - فلدسپات ها - کوارتز |
| منشا تشکیل | ماگمایی - پگماتیت - دگرگونی دگرگونی مجاورتی - آبرفتی |
| شکل بلورها | رمبودودکائدر |
| محل پیدایش | ایتالیا |
| وجه تسمیه | از واژه گراناتوم اخذ شده است |

|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عقیق | |
|---|---|
| کلیات | |
| رده | کانی |
| فرمول | SiO2 |
| ویژگیها | |
| رنگ | سفید تا خاکستری، آبی روشن، نارنجی تا سرخ، سیاه |
| حالت بلوری | سنگ چخماق نهانبلورین[۱] |
| ساختار | ریزبلور لوزیپهلو[۲] |
| چگالی |
۲٫۶۴-۲٫۵۸ |
| دوشکستگی[۳] | تا ۰٫۰۰۴+ |
رنگ رگههای عقیق سلیمانی سفید و سیاه است. به آن گونه که رگههای رنگیاش بجای سیاه، طیفهایی از قرمز هستند عقیق یمانی (Sardonyx) میگویند.
عقیق یمانی را معمولاً به صورت دامله (گنبدی) یا به صورت تیله میتراشند و همچنین برای تراش فرونقش[۱] (intaglio) و برجسته (cameo) هم از آن استفاده میشود. برخی از عقیقهای سلیمانی طبیعی هستند ولی بسیار از آنها را با رنگ کردن و لکهدار کردن عقیق تولید میکنند.
| ترکیب شیمیایی و نام | SiO2 - دیوکسید سیلیکون |
| درجه سختی | ۷ |
| وزن مخصوص | ۲٫۶۵ - ۲٫۶۶۷ |
| نمایه شفافیت | ۱٫۵۴۳ - ۱٫۵۵۲ تا ۱٫۵۴۵ - ۱٫۵۵۴ |
| دوشکستگی | ۰٫۰۰۹ |
| علامت نوری | مثبت |
| ویژگی نوری | تکمحوری |
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سختي : 8 |
|
|
|
جلا : شيشهاي |
|
|
|
سيستم تبلور : ارتورومبيك |
|
|
|
فرمول : AL2SiO4(F9OH)2 |
|
|
|
رنگ : رنگ آن متغير است و ممكن است بيرنگ تا زرد و قرمز، آبي روشن و سبز روشن است. |
|
|
توپاز يك كاني سيليكاته و از دسته نزوسيليكاتها است. چگالي اين كاني بين 3/4 تا 3/6 بوده و در يك جهت تورق دارد. تركيب شيميائي توپاز نسبتاً ثابت است. بلورهاي اين كاني معمولاً به صورت منشورهاي كوتاه و قطور يافت ميشوند. پودر توپاز به دليل دارا بودن آلومينيوم با محلول نيترات كبالت به رنگ آبي درميآيد. در توپاز انكلوزيونهاي ميكروسكوپي مايع از جنس آب يا كربنات كلسيم مايع و يا هيدروكربونهاي مختلف ديده ميشود. در صنعت به صورت مصنوعي توپازهايي به رنگ آبي بسيار تيره از توپازهاي بيرنگ به وجود ميآورند. در اثر حرارت به كاني سيلمانيت تبديل ميشود. و معمولاً با كانيهاي تورمانين، كاسيتريت، آپاتيت، فلوريت و گاهي بريل، ميكا و كوارتز ديده ميشود. پيدايش: اين كاني در سنگهاي آذرين اسيدي مانند گرانيتها و ريوليتها و پگماتيتهاي گرانيتي ديده ميشود. به دليل سختي زياد و مقاومت در مقابل فرسايش در رسوبات با منشاء آذرين نيز يافت ميشود. در ايران: اين كاني در برخي از رگههاي پگماتيتي گرانيتهاي الوند و در جزيره هرمز ديده شده است. كاربرد: توپاز معمولاً به عنوان جواهر به كار ميرود. ويژگي شناسايي: خواص نوراني مهمترين عامل شناسايي اين كاني است، عدم گداختن با فوتك و سختي زياد از ديگر عوامل شناسايي آن به شمار ميروند. نام اين كاني از نام جزيره Topazion واقع در درياي سرخ گرفته شده است.
|






![Road damage due to landslide near Golden, Colorado. [Click to see larger picture]](http://myapa.planning.org/landslides/Images/GoldenColoradoLandslide_sm.jpg)















